صخا لبخند خداست با حمایت و همکاری شیرینش کنیم (تائب)
صخا لبخند خداست برهمه روستاهای ایران و جهان علاج همه دردهای روستاها یک انسان خیرخواه همچون تائب و یک مجموعه خیرخواهانه و انساندوستانه همچون صخا می باشد می خواهم این لبخند شیرین خداوند را به مردم شهید پرور میغان هدیه کنم
صخا کار یک انسان عاشق و عارف و فداکار حاصل زحمت یک شاعر و نویسنده و سحرخیز و کوهنورد به نام تائب است
فداکاری حمایت و همکاری
بنام خدا که به ما توفیق خدمت داد
به بندگان غیور خداوند در سراسر دنیا
از تائب سرپرست قرض الحسنه صخا
موضوع عنایت و حمایت خداپسندانه
نقش یوسف را برعهده گرفتم و سالها با مطالعات و بررسی های فراوان در احوالات یوسف صدیق به اوج صداقت و ایمان و فداکاری رسیدم و با صخا شاهکار کردم تا بتوانم با جذب و جلب انسانهای توانا قرض داران و دردمندان را خوشحال کنم و روستایم را گلستان کنم
اما با کسانی برخورد کردم
حسرت گرما نماند بردل تائب چنین سوز بی حد خزانها را تلافی می کنم
در روستاها بخاطر نبودن یک عاشق فعال و فداکار با یک مجموعه ای همچون صخا که در اندیشه جذب و جلب دانشمندان و ثروتمندان باشد تا فرهنگ و ورزش و قرض الحسنه و خیریه را در روستاها تقویت کند و چراغی همچون صخا را پرنور گرداند و این ایده را ارائه بدهد
کودکان مظلوم سالها در سختی و رنج و محنت بزرگ می شوند سالخوردگان مظلوم هم در سختی و محنت و
مرا به اوج ماه برسان ای خدای بزرگ به کوری چشم برادران ای خدای بزرگ
زمکر و فریب و خدعه آنان بی خبر بودم حق من نبود چنین و چنان ای خدای بزرگ
فساد شیاطین کجا و صداقت من کجا دلم خون شد از دست شیطان ای خدای بزرگ
قرار ما این نبود پس چه شد آن وعده و وعید همه شک کرده اند به قرآن ای خدای بزرگ
دلم از آنهمه آیات و روایات می سوزد
یک نفر در حد و اندازه من کسی نبود که بتواند کاری به این بزرگی کند انسانی به این بزرگی و با عظمت شود اما حافظ مرا به اوج علم و عرفان رساند و به من صدائی داد تا بتوانم فریاد بزنم و کاری انجام بدهم اینها از برکت حافظ است
صخا بوی حافظ می دهد و تحت تاثیر اشعار حافظ افتتاح شده است تا بتواند مشتاقان و امیدواران را به نان و نوائی برساند
اشعار حافظ تحریک کننده نوجوانان و جوانان است تا به فعالیت و فداکار
فرهنگی بالاتر از حمایت وهمکاری با فداکاران در جهان نمی شناسم (تائب)
تفسیری بالاتر از حمایت و همکاری و عنایت به فداکاران برای آیات پروردگار نمی شناسم (تائب)
چه کسانی باید پشتیبان وعده های خداوند باشند چه کسانی باید خداوند را در تحقق وعده هایش حمایت و یاری کنند تا آنجا که خداوند می فرماید اگر خداوند را یاری کنید خدا هم شما را یاری می کند
منظور خداوند به کسانیست که به آنها خیر و برکت داده است تا
مردم می فهمند تائب و خانواده اش با چه جان کندنی این چراغ را روشن کردند و روشن نگه داشتند مردم می فهمند که عدم حمایت و همکاری دانشمندان وثروتمندان و همچنین معوقات بارهای سنگینی را بدوش تائب و خانواده فداکارش می اندازد غیبت ها و تهمت ها و سرزنش ها و گلایه ها را بخاطر عدم حمایت و همکاری توانمندان محکوم می کنند و درنتیجه قدرشناس فداکاران می شوند
وقتی یک انسان عاشق در اوج صداقت و ایمان و فداکاری توفی
وقتی یک انسان عاشق درراه صداقت و ایمان و فداکاری قدم برمی دارد بخیلان و مغرضان و مغروران و منفوران همه سعی و تلاش خودشان را بکار می گیرند تا اجازه ندهند موفق و پیروز شود چون آنها چشم دیدن نیکوکاران را ندارند دلهایشان سیاه و چشمهایشان شور است
برای همین وقتی که تائب در ابرسج در سالهای نوجوانی و جوانی وقتیکه کوشش خودش را درراه فرهنگ و ورزش و قرض الحسنه و خیریه به نمایش گذاشت مغرضان شروع به دشمنی کر
عدم حمایت و عنایت وهمکاری بزرگان آفت فداکاران است (تائب)
وقتی که عزیز مصر به یوسف عنایت و توجه ویژه نمود همه آن بخلها و کینه ها و شیطنت ها و دشمنی های بزرگ خنثی شد
این خاصیت حمایت و عنایت و همکاری خداپسندانه از فداکاران است
برای همین تائب سرپرست قرض الحسنه و خیریه صخا که یک ایده ناب و ارزشمند برای روستاهاست برحمایت و عنایت دانشمندان و ثروتمندان و ستاره ها تاکید فراوان دارد اصرار و پافشاری دارد
خداوندا این کودک خردسال علم و عرفان و صداقت و ایمان و فداکاری را ببخش و بیامرز و بخاطر سالخوردگان مظلوم و کودکان معصوم صخا را پرنور بگردان (تائب)
سالهاست که یک چراغ به یاد اشکهای یتیمان و سالخوردگان مظلوم و کودکان معصوم روشن کردم من یک روستائیم و غرورم به اندازه سقف آسمانهاست من به یاد سالخوردگان مظلوم و کودکان معصوم بارها همین غرور را شکستم و منت و خفت و خواریها را تحمل کردم
داستان صخا را به گ
برچسب: حرمت,دعوت,خداپسندانه,تائب,نداشتیم, نویسنده: ماهان رضایی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 22:24
تو به تحریک فلک فتنه دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام (فروغی)
می شود اسرار دل روشن زتحریک زبان می دهد این برگ بوی غنجه اندیشه را
عیش ترک خانمان از مردم آزاد پرس کس نداند جز صدا قدرشکست شیشه را
عشق بردارد اگر مهر از زبان عاجزان ناله یک نی به آتش می دهد صدبیشه را (بیدل)
سالها برای دردهای روستاهای جهان مطالعه و بررسی می کنم و چاره را فقط در همین دی
کسانی که در فعالیت و فداکاری چراغ سبزها را روشن کردند و هنوز در اول راه قرار دارند مثل کودکی هستند که کم کم بزرگ می شوند فرقی ندارد کسی که مثل تائب در علم و عرفان و صداقت و ایمان و فداکاری فعالیت را شروع کرده است از همان زمانی که شروع کرد مثل یک کودک خردسال است که کم کم بزرگ می شود من در این راه کم کم شروع کردم و با اشعار شاعران و سخنان بزرگان و آیات پروردگار و مطالعات فراوان در زندگی دانشمندان و
وقتی شنیدم خداوند پشتیبان نیکوکاران است درراه نیکوکاری قدم برداشتم مطالعات و بررسی های فراوانی انجام دادم تا به حافظ و قرآن و کشکول شیخ بهائی رسیدم و آنها باعث شدند که اهل مطالعه و بررسی در احوال دانشمندان و بزرگان و ثروتمندان جهان شوم
و خداوند وعده پاداش بی نهایت به نیکوکاران داده است طبق این وعده و قرارهای خداوند و از پاداشهائی که یوسف و موسی این پیامبران بزرگ الهی گرفته اند پس بی نهایت همت و
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
تو بخواه پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ابرهوارا تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان
خداوندا به عشق تو دل به دریا زدم و قلب خود را شیر کردم تا بتوانم در راه یاری رساندن به تو چراغی روشن کنم نامش را صخا گذاشتم و بهترین خدمات قرض الحسنه و خیریه را مثل ابرهای باران زا برمردم سرازیر کردم و همه را حیران نمودم
این امتحانی بو
حضرت موسی وقتی برسرچاه آبی حوالی مدین رسید گوسفندان دختران شعیب را آب داد و خسته و غریب و تنها درزیر سایه درختی قرار گرفت و با خداوند حرف می زد درددل می کرد
فرمود خدایا به خیری که نازل فرمائی سخت محتاج و فقیرم
در همین حال یکی از دختران در کمال حیا و عفت برگشت و به حضور موسی رسید و از ایشان دعوت کرد تا خدمت پدرش برسند تا دستمزد و پاداشش را عطا کند همه اینها کار خدا بود و خدا همیشه هوای نیکوکاران
یک جوان میانماری برای نجات پدرومادرش آنها را در زنبیلی بزرگ بدوش کشید و 160کیلومتر بردوش کشید تا آنها را نجات بدهد تعجب نکنیم داستان فداکاران را به گوش یکدیگر برسانیم آفرین به این جوان برومند چنین کسانی باعث جلب توجه همه جهانیان می شوند تا از بدبختی و مشکلات توسط همه جهانیان نجات پیدا کنند در هرصورت در جهان خداوند دستهای غیبی دارد که همیشه حامی و پشتیبان مظلومان و ستمدیدگان هستند
ما هم برای نجات
صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد تائب فداکاری کردشما هم همکاری کنید
این ایده ناب از یک روستا شناس واقعا دلسوز به نام تائب در ابرسج که صخا یک مجموعه قرض الحسنه و خیریه است و می تواند با این نوع فداکاری و حمایت و همکاری دانشمندان و ثروتمندان همان روستا باعث شادی دلها گردد
باید در ابرسج و بدست تائب امتحان و آزمایش خود را به خوبی و سربلندی پس بدهد و اگر توانمندانی باشند که این ایده را مو
من در یک خانواده عیالوار با یک سرپرست کارگر ساده بدنیا آمدم و در نهایت سختی بزرگ شدم با کمترین امکانات و بدترین شرایط چگونه می توانستم وقتی به نان ونوائی رسیدم خوش باشم و خوش زندگی کنم برای همین وقتی که خداوند خیر و برکتی به من داد
یک مجموعه قرض الحسنه و خیریه بنام صخا افتتاح کردم و خودم اسپانسرش شدم و از سال 1372تا بحال در شرایطی سخت خدمات قرض الحسنه وخیریه ارائه نمودم تا بتوانم با این ایده ارز
در ادامه عشق و علاقه به فرهنگ و ورزش و قرض الحسنه و خیریه خداوند صخا را به من داد
صخا از معجزات علم و عرفان صخالطف و عنایتهای یزدان
این مجموعه توانست با وامهای بدون کارمزد مطرح شود وامهائی که گره گشا و نان رسان و مشکل گشا می باشند پس طبیعی بود که انسانی مثل تائب یکی از طرفداران دو آتیشه صخا باشد و این مهم را با مقالات فراوان در سطح جهانی نشان دادم با زحمتهای شبانه روزی نشان دادم
من با اشعار
یاران خدا که در اندیشه گره گشائی و نان رسانی هستند همیشه در غربت و تنهائی بوده اند و سالها در نهایت سختی و رنج و مشقت به مردمان خدمت کرده اند تا اینکه بعد از سالها تحمل درد و رنج به اوج دانش و هوش و قدرت رسیدند و همه از وجودشان بهره مند گردیدند
آنها کسانی هستند که همیشه از ناحیه مغرضان و مغروران و منفوران آسیب دیده اند
و این آسیب ها باعث شده است که بسیاری از وجود آنها بی بهره شوند و از لطف و عنا
فداکاران در همه دورانها در اوج رحم و غیرت و خجالت قرار داشته و دارند
تائب که صاحب این ایده ناب در روستاهاست بهترین دوران جوانی و سلامتی خودش و خانواده اش را وقف صخا این ایده ناب و طلائی کرده است
دارو ندار خودش و خانواده اش را وقف و صرف این ایده ناب کرده است تا بتواند به نیت صدساله خودش جامه عمل بپوشاند
از بهترین روزها و ماهها و سالهای عمر خودم و خانواده ام برای تقویت و پرنور شدن این چراغ روشن ب
پس نتیجه می گیریم که طبق وعده های خداوند غریب بودن یک فداکاری همچون تائب با صخا در یک روستا و به نفع روستاهای جهان با اینهمه دانشمند و ثروتمند و ستاره های محبوب جهان شرم آور و بی انصافیست که مسئولیت بزرگی خواهد داشت
صخا را به نام خداوند شروع کردم و به یاد خداوند همه هوش و حواسم را صرف بهتر شدن این ایده نمودم و تقدیم خداوند کردم خودم را به فعالیت و فداکاری مجبور کردم و خانواده ام را به حمایت و همک
وای به حال کسانی که با فداکاران ضدهمکاری می کنند حواسمان به یاران مهربان بیشتر باشد
درددلهای فداکاران خداوند را سخت به خشم می آورد و همانطور که در داستان پیامبران خوانده ایم کسانی که با انسانهای برگزیده خداوند با فداکاران و نیکوکاران ضدهمکاری داشتند و دلسوزان را مسخره کردند دچار عذاب و محنت و سختی های فراوانی شدند
و دود اذیت و آزار آنها به چشم کودکان معصوم آنها تا سالهای سال رفت و بخاطر هوا و هو
این نامه را برای مهربان عالم از دل یک روستای پاک با مناظر زیبای طبیعی و در یک مجموعه ارزشمند قرض الحسنه و خیریه با سرپرستی عاشق در اوج صداقت و ایمان و فداکاری بعد از یک عمر تجربه نویسندگی و اشعار و مقالات بسیار با مطالعات و بررسی های فراوان در زندگی بندگان توانای خداوند مینویسم
این نامه را بربال فرشتگان مهربان خداوند می بندم تا به تمام ستاره های مشهور جهان برسد
برسد بدست دانشمندان و ثروتمندان و